close
تبلیغات در اینترنت
توهین های قلم کج!

فَاسْتَقِمْ -استقامت کن!

حسین قدیانی که اصولا قلمش کج است و کربنش آنقدر سست است که می لغزد،پیش از این حمایت خود را از قالیباف اعلام کرده بود،ایشان قبل از اینکه آمدن جلیلی جدی شود لنکرانی را به باید سخره گرفته بود با این جمله که "دیروز اسم و عکس سعید را کنار نامزد بی رای و بی‌جایگاه‌شان می‌گذاشتند…

banner
جستجوگر پیشرفته



حسین قدیانی که اصولا قلمش کج است و کربنش آنقدر سست است که می لغزد،پیش از این حمایت خود را از قالیباف اعلام کرده بود،ایشان قبل از اینکه آمدن جلیلی جدی شود لنکرانی را به باید سخره گرفته بود با این جمله که "دیروز اسم و عکس سعید را کنار نامزد بی رای و بی‌جایگاه‌شان می‌گذاشتند که برای او وجاهت کسب کنند" و ایضا در مطالبی دیگر که با آوردن لفظ"ما آقا داریم و آقا بالا سر نمی خواهیم" القای این مطلب کند که انگار جبهه پایداری علامه مصباح را از آقا هم بالاتر می داند!دریغ از اینکه معیار ما برای رفتن به سمت علامه خود آقا بوده است و همچنین معیارمان برای اینکه امثال قدیانی چندین متر در آفسایدند!

البته آدم بی مبنا که باشد گهی از این بر بام می افتد و گه تری! از این طرف بام!فلذا برخی سایت ها به درآوردن اختلاف آرای ایشان در مورد کاندیدای مورد حمایتشان در 88 و...تا انتخابات دست زده اند.و البته با خودشان!

متاسفانه در مطلب آخرشان هم که بعد از نتایج آرا نوشته شده است به فرافکنی و برداشتن مسئولبت از دوش خود و هم قطارانشان در انتخابات دست زده اند و به جای فهم این مطلب که باید اجماع حول اصلح باشد دلایل چپ اندر قیچی ای را برای انتخاب قالیباف در چندین بند ارائه داده است که با اندک نظری اختلافات فاحش را در آن میشود بیرون کشید

و به جای اعتراف به این نکته که باید معیارها و ملاک های حضرت آقا رابگذاریم جلو اما  نظرسنجی و مقبولیت و ...رو هم داخل کرده اند که ما ندانستیم از کجا آورده اند!

ایشان در مطلب اخیرشان اما با وضوح بیشتری سعی کرده اند خود را داخل در منتقدان علامه مصباح و پایداری کند،البته ما تعصب به شخص نداریم اما از استدلال در قالب منطق دفاع می کنیم

ضمن اینکه این حقیر اجازه نمی دهم یک نویسنده هر جور دوست داشت در مورد سرمایه های اسلام قلم براند،(امیدواریم خداوند توفیق اصلاح نوشتارشان و نیز داشتن مبنا در نظراتشان اعطاء بفرماید)،

در آخرین مطلبشان در جایی آورده اند که:"رای و نظر علامه مصباح، برای بعضی دوستان مومن و حزب اللهی، بزرگ تر و مهم تر از انقلاب اسلامی و ۳۰۰ هزار خون شهید شد" این گزافه گویی که برای القای تقابل سخنان حضرت علامه با انقلاب اسلامی و خون شهدا است در حالی بیان میشود که حضرت آقا (برای ایشان حضرت ماه! ) علامه مصباح را به خاطر بصیرتشان بارها ستوده و اتفاقا به تلمذ و درس آموزی برای فهم انقلاب اسلامی دعوت کرده اند،اما ظاهرا قدیانی با نه و ده و چند کتاب دیگرش به عمق بیشتری از انقلاب اسلامی پی برده که از آقا هم زده جلو و شاید هم تاییدشان را از ماه گرفته اند،جدی جدی خود ماه موضوعیت پیدا کرده است!(شوخی)و نه حضرت آقا!

و در جایی دیگر به جای نقد اینکه چرا طبق مبانی آقا پافشاری نباید بر روی اصلح شکل گیرد و نقد کنارنرفتن غیر اصلح ها(طبق معیار ولایت) به نفع اصلح تاکید پایداری و علامه بر حرف آقا را تفرقه می دانند و لابد سخن خود را عین بصیرت:"گمانم آنچه گروه پایداری بدان عمل کرد، «تکلیف و وظیفه» نبود؛ «تفرقه و منیت» بود"

ضمن اینکه در ادامه  با بیان این مطلب که"بگذریم که محاسبه نتیجه و تدبر در فرجام کار، اساسا بخشی از تکلیف است" می خواهد درس تکلیف بدهد گویی انگار اسلام شناسان این مطلب را نمی دانند!

و در ادامه مطلب خود پرده از قلم و تقوا برداشته و می نویسد:"گروه پایداری، نه در بیعت علامه مصباح، بلکه عملا در بیعت فرقه انحرافی است!!" که من نمی دانم طبق چه حجت شرعی ای به آنها این نسبت را می دهد و البته این هم خود هنری است که بتوان واقعیت را قلب کرد!کسانی که خود کاشف انحراف بوده اند را در بیعت انحراف بنامی!

البته ما از ایشان انتظاری نداریم ،کسی که غوره نشده مویز شده انگار ایشان فراموش کرده اند که "یک نویسنده اند"

اصولا ایشان نتیجه را نه جزئی از تکلیف که خود تکلیف می پندارند یعنی تکلیف در رسیدن به نتیجه است،این حرف هیچ مبنایی ندارد و بهترین مثالی که میشود برای این تفکر داشت ضحاک مشرقی است که چون عاشورا رو به پایان بود و افراد امام یکی یکی شهید شده بودند به امام گفت من تا موقعی با تو بودم که امید پیروزی و همراهی می رفت حال که کسی برایت نمانده از اینجا می روم و عجیب است که رفت(مضمون،البته نه اینکه بگویم خدای ناکرده ایشان اینگونه خواهد بود نه خیر اما تفکر چیدن تکلیف بر مبنای نتیجه این عوارض را دارد)

قبلا هم در شبکه افسران گوشه ای از توهین های سایت ایشان به علامه و پایداری و لنکرانی آورده بودم اما باز متاسفانه ذیل مطلب ایشون حرافی هایی مشاهده شد که البته برای نمایش آن باید مورد تایید مسول سایت ایشان قرار گیرد که برای نمونه بعضی از آنها را آوردم:

 

سئوالی که در انتها از ایشان دارم این است که چه شده اتهاماتی که مشارکتی ها و چپی های تندرو و راستی های کندرو به علامه مصباح می زدند در سایت ایشان مشاهده میشود؟! اتهامات و توهین هایی مثل انجمن حجتیه بودن،توهین سخیف و زشت ابوموسی اشعری!

ما مانده ایم که اینانی که می گویند اینها به همه توهین می زنند چرا این همه برای پایداری و علامه سنگ تمام می گذارند!

البته بنده هیچ بعید نمی دانم همین جماعتی که هاشمی و احمدی نژآد را اینگونه نقد می کند روزی خود حامی اصلی احمدی نژآد و هاشمی و تفکرات این دو باشد.


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 192

:: مطالب مرتبط: ترک گناه، چند روش ساده , نقش معنویت در شبهای قدر سیاسی , یه رای دادنِِ "غیر" ساده! (مطلبی قابل ارائه در منبر و سخنرانی) , روح الله ,
نویسنده
نویسنده : سعید
تاریخ : [یکشنبه 26 خرداد 1392 ] [ 5:30]
تاریخ
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط شب هشتم در تاریخ 1392/10/3 و 1:04 دقیقه ارسال شده است

سلام
آقا گیریم که حرف شما در مورد حسین قدیانی درست. اصلا دور از جون، حسین قدیانی نفهم بی بصیرت و...
حالا دیگه نباید یه ذره از انتخابات درس بگیریم؟
یعنی شما حاضر نبودی مثلا قالیباف به جای روحانی باشه؟ حالا آقا سعید بماند.

فقط اینو می خوام بگم که (به فرض که ما حق مطلق و اونا باطل)؛ اونا توی باطلشون متحدن ولی ما توی حقمون متفرق.
یک کلمه گفتند عارف بره کنار روحانی بمونه(عارفی که صد برابر روحانی اصلاحاتی اصیل بود)، یک نفرشون دم نزد. همه یکصدا روحانی رو تبلیغ کردن.
حالا ما توی انتخابات یه عده مون سعید رو تخریب می کرد یه عده مون قالیباف.
اصلا یادمون رفت که آقا سعید توی جلسه اول در حسینیه دو کوهه تهران سه تا محوری که برای تبلیغات برامون تعریف کردند چی بود.

توجیه نکن که قدیانی فلان گفته که این کار فعلی شما هیچ فرقی با کار قدیانی نداره.

الان تحلیل اوضاع کنونی و تحلیل کارهای جبهه التقاط خیلی مهمتر از دامن زدن به اختلافات جزئی (جزئی، حتی تخریب علامه) و فراموشی اهم و مهمه.
خدا پیام های خیلی بزرگی توی 2 دهم درصد رای روحانی گذاشته. هزار بار هم نگاه به اون 2 دهم درصد بندازیم بازم کمه.
اصلا باید توی اتاق خوابمون روی یه کاغذ بزرگ بنویسیم 2 دهم درصد که هر شب نگاهمون بهش بخوره و دنیایی از حرف که پشتش نهفته رو یادمون بمونه
بیایید با هم خوب باشیم.

ببخشید روده درازی شد
ضمنا از پوستر تحریم شما هم استفاده شد.
ممنون
یا علی
پاسخ : با سلام/
1-مطلب در مورد قدیانی مربوط به همون موقع انتخابات و توهین های ایشان است بنده که ایشان را یک فرد عادی می دانم با سطح بصیرت معمولی می تواند نظر خودش را داشته باشد البته ممکن است هنری داشته باشد،شما به تاریخ انتشار مطلب نگاهی می انداختید برادر
2-بنده اصلا کاری به اشخاص ندارم،آنچه که باید درس گرفته شود این است که چرا اصولگراها حتی اونهایی که ما اوناها رو خیلی اصولگرا می دانیم به جای تاکید ابتدایی روی ملاک های آقا و اصلح اونقدر تشتت در ملاک های ایشان می کنند که باعث میشود اصلح و نیز ملاک های آقا برای مردم عوام هم معلوم نشه،برا همین می بینی طرف ولایی هست اما رفته به ولایتی و حتی شاید به روحانی رای داده،
مهمترین درس اصولگراها برای انتخابات تاکید بر اصلح و ملاکهای آقا در مورد اصلح هست،مادامی که تاکید ما بر ملاک های ساختگی باشد وضع به همین شکله که میبینی،اسلام هم همیشه از همین تشتت در رای ولی ضربه خورده است یعنی باید اول معلوم شود ملاک چیست بعد حول آن وحدت کرد،نه اینکه وحدت همینجوری...به نظر بنده بهترین درس ما هم همینه وحدت حول ملاک های ولی باید باشد،روی مجلس هم برخی رو دست خوردند اما باز هم نفهمیدند باز هم نپذیرفتند که باید وحدت بر اصول باشد نه بیائیم و همینطوری هر کی بالا بود بریم دورش جمع شیم!یعنی خواص هم تابع عوام باشند!خب خواص شده اند برای چی؟ برای اینکه حرف ولی را به مردم منتقل کنند نه برای اینکه پایگاه و قدرت خود را بین مردم حفظ کنند حرف ولی رو زمین بگذارند///امیدوارم خواصی که خود را اصولگرا می دانند وما از همان ها لطمه خوردیم بفهمند///

این نظر توسط محمدابراهيم باغبان در تاریخ 1392/5/7 و 19:02 دقیقه ارسال شده است

با سلام
اين حسين قدياني كه واقعا نوبره اين انتخابات بود
واقعا احساسي عمل مي كنه
خدا كنه كه توي كارش عاقبت خوبي داشته باشه
ياعلي

این نظر توسط علی در تاریخ 1392/5/3 و 17:33 دقیقه ارسال شده است

واقعا نادان هستن! نمی دونن چقدر این نظرات و توهین هاشون و انتشارشون سنگینه

این نظر توسط حسین در تاریخ 1392/3/26 و 11:04 دقیقه ارسال شده است

سلام یه کلام پایه شکست اصولگرایی تفکرات انحراف جریان پایداری است ببین داداش خودتون هم خودتون را قبول ندارید شاخه شریف، شاخه اصفهان، قمی ها و... بعدش زدید دهن اصولگرایی را آسفالت کردید رفت. مرده بصیرتتم آیت ا...
پاسخ : شکست همیشه نتیجه دور افتادن از ملاک های ولایت الهی است.
وقتی اسلام چند ده شاخه شده است از پایداری چه انتظاری دارید؟
آیا انشعاب در اسلام زیر سئوال رفتن اصل اسلام است؟!

این نظر توسط عباس در تاریخ 1392/3/26 و 9:16 دقیقه ارسال شده است

یادم آمد از ماجرای خضر و موسی
حرف موسی درست بود اما خضر چیزی را می دید که موسی نمی توانست ببیند!!!


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی
ترک گناه، چند روش ساده تاریخ : چهارشنبه 28 بهمن 1394
آرامش.. تاریخ : دوشنبه 30 فروردین 1395
نقش معنویت در شبهای قدر سیاسی تاریخ : سه شنبه 04 اسفند 1394
یه رای دادنِِ "غیر" ساده! (مطلبی قابل ارائه در منبر و سخنرانی) تاریخ : دوشنبه 03 اسفند 1394
روح الله تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1391
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
user
progress عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور؟

progress عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 43
کل نظرات کل نظرات : 52
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا تعداد اعضا : 2

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 66
باردید دیروز باردید دیروز : 1
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
بازدید هفته بازدید هفته : 69
بازدید ماه بازدید ماه : 100
بازدید سال بازدید سال : 137
بازدید کلی بازدید کلی : 14,593

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 54.224.2.123
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir